المحقق الأردبيلي
148
اصول دين ( فارسى )
و اين حديث از عايشه منقول است . « 1 » و جواب گفته كه : « سيّد و سيادت به بزرگى و بلندى است نه افضليت ؛ و بر تقدير تسليم ، عموم ندارد تا در همهچيز افضل باشد « 2 » » . هشتم ، گفته كه : « حضرت پيغمبر گفت به فاطمه كه : « إنّ اللّه تعالى اطّلع على أهل الأرض و اختار منهم أباك ، فاتّخذه نبيّا ثمّ اطّلع ثانية و اختار منهم عليّا » . « 3 » و جواب گفته كه : « عموم ندارد كه اختيار كرده باشد در همهء جهات و همهء اسباب ، شايد كه به واسطهء [ جهاد يا ] شوهرى فاطمه » « 4 » ضعف جوابها معلوم شد با آنكه آن نيز دلالت بر افضليت مىكند . نهم ، نقل مؤاخات كرده و جواب گفته كه : « مؤاخات دلالت بر افضليت نمىكند ، شايد كه به واسطهء شفقت و خويشى باشد » « 5 » و فساد اين ظاهر است ؛ چه نبى اللّه كسى را كه افضل نباشد اختيار نمىفرمايد جهت برادرى به واسطهء خويشى خود . دهم ، خبر رايت را نقل كرده كه ابو بكر و عمر را فرستاد به خيبر و ايشان گريخته برگشتند . فرمود كه : « لأعطينّ الراية رجلا يحبّ اللّه و رسوله و يحبّه و رسوله ، كرّارا غير فرّار ، و أعطاها عليّا » « 6 » . شارح
--> ( 1 و 2 و 3 و 4 ) . شرح المواقف ، ج 8 ، ص 368 . ( 5 ) . همان ، ص 368 - 369 . ( 6 ) . همان ، ص 369 .